از یاد مبر که زندگی‌ات جاودانه نیست!

از فاوست

Posted in شعر by شهلا باورصاد on 14. دسامبر 2008

در سینه‏ی من، آه! دو روح است،

یکی می‏خواهد از دیگران ببرد،

یکی در عطش ِ هرجایی‏ی عشق

با اندام‏های چسب‏ناک به دنیا گره خورده؛

آن یکی از میان غبار با تمام نیرو

به سوی دیار برترین آغازها برمی‏خیزد.

 

 فاوست 1 (1117-1112)

 

 

4 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. منوچهر جمالی said, on 16. دسامبر 2008 at 22:42

    سرکار خانم باورصاد ناگزيرم با عرض پوزش خدمتتان عرض کنم که اين چند سطر از شاهکار گوته را بسيار دور از معنا و بسيار ناروا از آنچه گوته در درام فاوست منظور داشته است «ترجمه» فرموده ايد. اجازه بفرمائيد که به زبان مادری گوته يک دو جمله ای در تقسير همين چند سطر خدمت سرکار عرض کنم و با شما بدرود گويم.
    Innerlich leidet Faust unter einer Gespaltenheit und er schwankt ständig in einem Wechsel aus Euphorie & Depression, Ruhe & Unruhe, Zufriedenheit & Unzufriedenheit, Stärke & Schwäche, Hochgefühl & Tief. Er ist kein einheitlicher Charakter, sondern vereint vielmehr eine Vielzahl extremer Eigenschaften. So ist er zum Beispiel hochintelligent, ja sogar gottähnlich und im nächsten Moment voller Verzweiflung und Depression. Diese emotionale Unausgeglichenheit zeigt die zwei Seelen des Doktor Faust (1112-1117). Einerseits befindet er sich im irdischen/menschlichen Weltgeschehen und andererseits treibt ihn sein rastloses Streben nach höherer Bestimmung in eine überirdische Welt. Demnach pendelt er ständig zwischen Leben und Tod und dem Einfluss von Gott und Teufel.
    ——————————
    باورصاد: قبل از هر چیز بنا نیست مترجم مفسر باشد. وظیفه ی مترجم ارائه ی بهترین ترجمه است. تفسیر به عهده ی خواننده است. و البته من نفهمیدم ایراد شما به چیست! تفسیر این چند مصرع مشهور گوته نه تنها سخت نیست، بلکه اظهرمن الشمس است منظور گوته چیست و این تفسیر ترجمه ی مرا نقض نمی کند. شما ترجمه ی بهتری سراغ دارید؟ نیاوردن اصل شعر هم البته یک حقه است تا شمای نوعی بروید بالاخره یک بار در زندگی فاوست را باز کنید. آدرس ابیات ذکر شده و پیدا کردنش کار ساده ای ست.

  2. منوچهر جمالی said, on 16. دسامبر 2008 at 22:46

    برای آشنايی خوانندگانی که با زبان آلمانی آشنايی دارند، بی فايده نيست که اصل اين قطعه شعر را هم بياوريد.
    Zwei Seelen wohnen, ach! in meiner Brust
    Die eine will sich von der andern trennen
    Die eine hält, in derber Liebeslust
    Sich an die Welt mit klammernden Organen
    Die andere hebt gewaltsam sich vom Dust (= Staub) Zu den Gefilden hoher Ahnen
    (Faust I, Vers 1112 1117)

  3. منوچهر جمالی said, on 17. دسامبر 2008 at 07:19

    خانم محترم! اين تفسير معنايی را برای شما بازگو کردم تا نشان دهم تا چه اندازه از درک شعر گوته عاجز بوده ايد و نتوانستيد معنا و منظور را منتقل کنيد. «ارائه ی بهترين ترجمه»!! مزاح می فرمائيد؟
    ——————————
    باورصاد: بعضی از اصطلاحات آلمانی عالی هستند. «کلوگ شیسه» یکی از این اصطلاحات است.

  4. G. Y. Arani said, on 3. مارس 2009 at 14:39

    Excuse me, these comment entries have not been written by Mr. Manuchehr Jamali. Somebedy is obviously trying to lay «false tracks» here identitywise.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.