مقاله ی دوم
انتخابات خونین و معجزه ی سلطانیاکبر گنجی
فرایند و فرآورده ی انتخابات در رژیم غیر دموکراتیک جمهوری اسلامی از جهات گوناگون با معیارهای انتخابات دموکراتیک، آزاد و منصفانه تعارض دارد. نه تنها مخالفان حق داوطلب شدن ندارند، بلکه داوطلبانی که به قانون اساسی و اسلام هم اعتقاد و التزام دارند توسط شورای نگهبان حذف می شوند. در گام بعد، تمامی امکانات تبلیغاتی – رسانه ای و مالی کشور در اختیار کاندیدای مطلوب نظام قرار میگیرد. در روز رأی گیری با سازماندهی نیروهای نظامی- انتظامی- اطلاعاتی برای کاندیدای مطلوبشان رأی به صندوق می ریزند، و در نهایت با تقلب های باور نکردنی، کاندیدای مورد نظرشان را پیروز انتخابات معرفی می کنند. مهمترین اشکال ساختاری انتخابات ایران آن است که منجر به “انتقال قدرت” نمی شود. انتخابات آزاد افریقای جنوبی قدرت را از دکلرک به ماندلا منتقل کرد. انتخابات آزاد لهستان قدرت را از ژنرال یاروزلسکی به لخ والسا منتقل کرد. انتخابات آزاد چک قدرت را به واسلاو هاول منتقل کرد. ژنرال پینوشه پس از مذاکره با مخالفان سازمان یافته انتخابات آزادی برگزار کرد که منجر به انتقال قدرت به مخالفان گردید، و اکنون یکی از زندانیان سیاسی پینوشه،خانم میشله باچلت سوسیالیست، رئیس جمهور آن کشور است. در ایران اگر هم انتخابات کاملاً آزاد، رقابتی و منصفانه برگزار شود، قدرت از خامنه ای و نهادها و افراد تحت امر او به اصلاح طلبان منتقل نخواهد شد. هر فرد یا گروهی که پیروز انتخابات آزاد شود مجبور است تحت امر ولایت مطلقه فقیه و نهادهای تحت امر او کار کند. انتقال قدرتی در کار نخواهد بود. اما خامنه ای همین روزنه های تنگ تنفس را هم می بندد تا افراد و مردمی که تماماً گوش به فرمان سلطان نیستند در زیر سلطه “سرداران سرمایه دار” له شوند.
اما انتخابات متقلبانه دهمین دوره ریاست جمهوری از جنس دیگری بود. رهبر به مشارکت اکثریت مردم نیاز داشت تا در زمانه ای که سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل ایران را تحریم کرده است، نظام را مشروع جلوه دهد. شرایطی ایجاد شد که مردم ایران گمان کردند می توانند از طریق صندوق های رأی به تحقیر، فساد سیاسی ساختاری، فقر گسترده، سرکوب سازمان یافته، نقض گسترده حقوق بشر، بیعدالتی، زوال اخلاق، و دروغگویی “نه” بگویند و از این راه شرایط وحشتناک کنونی را تغییر دهند. مردم، خصوصآً جوانها، عرصه عمومی ای به رنگ زرد و سبز آفریدند که با شال خامنه ای و احمدی نژاد تفاوت داشت. تفاوت فقط در رنگ ها نبود، تفاوت شادی و اندوه، لبخند و گریه، و از همه مهمتر، تفاوت راه ها و مشرب ها بود. این چنین بود که خامنه ای به راه خود رفت، معجزه کرد و معجزه هزاره سوم را از صندوق ها در آورد، صدای انا لله و انا الیه راجعون را نهاد جامعه برآورد، و مردم را سرخ و جامعه را سیاه پوش کرد. و البته اکنون به امر او، منکرانی که از تصدیق این “معجزه الهی” سرباز می زنند باید به خون کشیده شوند.
نظام ولایت مطلقه فقیه، یک بار دیگر در حال پوست انداختن است. انقلاب سوم آنها، یادآور انقلاب فرهنگی چین است. قرار است نسل دهه اول نظام، به نام مبارزه با فساد و رانت خواری، از ساختار سیاسی حذف شود. هر از گاهی بساطی برچیده و بساطی تازه پهن می شود. نظام سلطانی (ولایت مطلقه فقیه) متکی به نظامیان و دلارهای نفتی است. دلارها در سپاه ، بسیج، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تزریق می شود. محصولی، وزیر کشورکنونی، و کردان، وزیر کشور سابق، نمادهای این طبقه جدید هستند. این طبقه جدید حامی تمام عیار سلطان و تابع فرامین اوست.
سلطان اپوزیسیون خارج از کشور را هم نمی تواند تحمل کند. به دستور او بسیاری از مخالفان قربانی ترورهای سازمان یافته شدند. او تخم نفاق ، شک ، تردید ،منیّت و حسادت را به جان همه افشاند، و سرانجام با تعیین “دستور کار سیاسی” همه را به فریب انتخاباتی متقلبانه خود کشانید تا به طور ضمنی به همگان گوشزد کند که نظام سلطانی فاقد مخالفان رادیکال و ساختار شکن است. عجبا! مگر می شود نظام مطلقه مخالفان ساختار شکن نداشته باشد؟ مگر امکان دارد که اکثریت مخالفان در زمینی که سلطان تعیین کرده مطابق قواعد او بازی کنند؟ در این بازی، زمین سراشیبی است، داوران همه گماشته سلطان هستند، و شمارشگرها پیروزیهای شما را پیروزی تیم سلطان وانمود می کنند. این هم یکی دیگر از معجزه های سلطان است. این حقیقت از فرط روشنی دیده نشد. اما پروژه متقلبانه سلطان نتیجه معکوس داد و شرکت در انتخابات به جای آنکه مشروعیت بخش به نظام سلطانی باشد همگان را به این نتیجه رسانید که نظام سلطانی بزرگترین نظام متقلب و یکی از غیراخلاقی ترین رژیم های موجود است. در واقع مردم ایران هوشمندانه با شرکت در انتخابات کوشیدند با نه گفتن به احمدی نژاد به شخص خامنه ای نه بگویند، و به این ترتیب افسون نیرنگ را باطل کنند. او نیز که این معنا را دریافته بود تصمیم گرفت که بدون هیچ پروایی از احمدی نژاد و در واقع از شخص خود دفاع کند.
این انتخابات از جنس دیگری بود. وقتی خاتمی از دور انتخابات کناره گرفت یکی از اصلاح طلبان دردمند و نظر ورز گفت: “کنار رفتن خاتمی بدین معناست که دیگر اصلاحات از بالا در جمهوری اسلامی ناممکن است.” این انتخابات هر نتیجه و پیامد بدی که داشت، این نتیجه مثبت را نیز به بار آورد که پس از آن برخی از صاحب منصبان سابق نوشتند که از طریق صندوق های رأی دیگر نمی توان اصلاحاتی صورت داد و به دموکراسی رسید. آری، دولت دموکراتیک محصول جامعه قدرتمند است. جامعه قدرتمند جامعه ای است که در آن افراد و گروه ها، بر اساس علائق، ترجیحات، و منافع و مشترکات خود سازمان می یابند. جامعه مدنی قدرتمند (برخلاف جوامع فاشیستی توده وار) جامعه ای است که در آن تنوع و تکثر واقعی موجود در جامعه در قالب نهادهای متنوع سازمان می یابد. تغییر و تحولات جدّی و بنیادین تنها از دل جامعه قدرتمندی که زیر بار زور نمی رود برمی آید.
حضور یک پارچه مردم در خیابان ها، و نافرمانی مدنی مسالمت آمیز جوان ها یکی از دستاوردهای حرکت اخیر است. این حضور مهم اگر به شیوه های پوپولیستی صورت پذیرد به نتایج ماندگار و ارزشمندی نخواهد انجامید. مهمترین هدف این حرکت را نباید در برکناری احمدی نژاد خلاصه کرد. هدف اصلی این حرکت دستیابی به یک جامعه قدرتمند است. یعنی تنوع و تکثر واقعی جامعه، در انواع تشکل ها سازمان یابد ، رهبری برسازند، و با استراتژی و تاکتیک، اهداف و علائق خو را دنبال کنند.
اگر جامعه قدرتمند شود، در آن صورت گذر مسالمت آمیز به دموکراسی امکان پذیر خواهد شد. دموکراسی از پائین ساخته می شود. اصلاح از بالا در جایی امکان پذیر است که قدرتمندترین افراد در ساختار سیاسی اصلاحات از بالا را آغاز کنند (مانند اصلاحات سیاسی گورباچف در شوروی، اصلاحات اقتصادی هواکوفنگ در چین). در جامعه ای چون ایران که قدرتمندترین فرد (یعنی سلطان) دشمن اصلی اصلاحات است، اصلاحات از بالا ناممکن است. انتخابات اخیر نشان داد که سلطان نه تنها ورود معتقدان به نظام را به ساختار سیاسی تحمل نمی کند، بلکه قدرتمندترین فردی را که در رهبر شدن او نقش کلیدی بازی کرد هم برنمی تابد و میکوشد او را تحت لوای مبارزه با اشرافی گری، فساد و رانت خواری از ساختار سیاسی حذف کند.
مردم و جوان ها رفته رفته به این نتیجه رسیده اند که کار دیگری باید کرد. آنان راه خود را از نیروهای سیاسی برج عاج نشین جدا کردهاند. البته خامنه ای راه تصحیح خطا را به روی خود بسته است. وقتی خطا ها بزرگ، و شکست ها عمیق باشد خطاکار راه تصحیح را بر خود می بندد. سلطان معجزه کرد و مار از صندوق آراء بیرون کشید. فردای انتخابات عاشق معجزه خود شد و به سرعت تمام آن را تأیید و تصویب کرد. دو روز پس از انتخابات، معجزه خود را “اعجاز الهی” خواند. عوامل او دست به کار شده اند تا این معجزه را تأیید کنند. برخی را با دلارهای نفتی می خرند، برخی را با وعده های قدرت، و برخی دیگر را از طریق تهدید و ارعاب به تبعیت وا می دارند. او برای آنکه به عقب نشینی های متوالی مجبور نشود باید به هر طریق ممکن مردم را به خانه ها بازگرداند. بازگرداندن مردم به خانه ها به او امکان می دهد تا اهداف خود را تعقیب کند. به همین خاطر به مهندس موسوی می گوید:”جنس شما با اینگونه افراد [یعنی مردم حاضر در خیابان ها] متفاوت است و لازم است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید”. هیچ فردی بدون پشتوانه مردم قدرتی از خود ندارد. اگر مردم به حضور همه جانبه خود ادامه ندهند سلطان امکان می یابد که حکومت وحشت را جایگزین نظام سلطانی کند.
مردم می توانند به این رویداد به عنوان یک “فرصت تاریخی” برای قدرتمند کردن جامعه بنگرند. قدرتمند شدن جامعه بزرگترین دستاوردی است که اگر مردم بدان دست یابند با هیچ دستاورد دیگری قابل قیاس نخواهد بود. در تاریخ ما استبداد پدیده ای استثنایی نبوده است، تاریخ ما، تاریخ استبداد و سرکوب بوده است. این واقعیت حاکی از آن است که استبداد با ادب و فرهنگ و دین و مذهب و روحیات و خلقیات ما سازگار بوده است. اگر چه بسیاری از پیش شرط های اجتماعی گذار به دموکراسی در ایران وجود دارد، اما به صرف وجود پیش شرط های اجتماعی دموکراسی، و با یک اقدام خاص و منفرد نمی توان به دموکراسی گذار کرد. گذار به دموکراسی نیازمند مجموعه ای از اقدامات است، و این اقدامات باید نهایتاً به قدرتمند شدن جامعه بینجامد، و جامعه قدرتمند از جمله مهمترین ارکان گذر به دموکراسی است.
انتخابات اخیر نیازمند کشف حقیقت است. اگر چه همگان می دانند که آرای مردم به دستور شخص رهبر صورت گرفته است. اما می توان و باید با تشکیل کمیته ای حقیقت یاب مرکب از چهره های ملی و مردمی این واقعیت را علنی کرد و به اطلاع همگان رساند.
وقت فکر کردن
امشب دیگر مطلبی راجع به حوادث مربوط به اعتراضات نمی گذارم. وقت فکر کردن است! این را به دوستانی که در ایران هستند هم توصیه می کنم. مقاله ی اول به قلم هنری نیومن در گاردین است و مقاله ی دوم از گنجی. هر دو مقاله را از رادیو زمانه برداشته ام.
گاردین: «اقدام به کودتا در ایران»هنری نیومن
guardian.co.uk
Sunday 14 June 2009
منبع مقاله در گاردین
اینک دیگر نمیتوان شک زیادی داشت که اقدامی شبیه به یک کودتا در ایران اتفاق افتاده است. رخدادهای چند روز آینده اثبات خواهد کرد که آیا این کودتا موفق خواهد شد یا نه. چنین صحنههایی را از دوران اعتراضات انبوهی که منجر به انقلاب و سقوط شاه در سال ١٩٧٩ شد تا به امروز شاهد نبوده ایم: تظاهراتی خشونتبار در چندین شهر ایران رخ داده است.
مردم شعارهایی همچون «مرگ بر دیکتاتور» بر علیه احمدینژاد سر دادهاند. صدها هزار نفر از پشتبانان میر حسین موسوی (که در انتخابات روز جمعه شکست سنگینی خورده است) این شکست را نپذیرفته و مدعی هستند که در انتخابات تقلب شده است. در این جریان، شخصیتهایی کلیدی از میان نخبگان سیاسی ایران که شامل “مجمع روحانیون مبارز” نیز می شود در حال فراخوانی همگانی برای لغو نتیجهی این انتخابات هستند. هر کدام از سه تن دیگر از کاندیداهای شکست خورده، که شامل محسن رضایی (محافظهکار و یکی از سران سابق سپاه پاسداران) نیز میشود، نتایج انتخابات را به عنوان یک فریب رد کردهاند.
در یک شب، و در حرکتی که در واقع شبیه به پاکسازی مخالفین است، نزدیک به 100 نفر از شخصیتهای مخالف، با احتساب سیاستمداران اصلاحطلبی همچون برادر رئیسجمهور سابق محمد خاتمی، و محسن میردامادی، یکی از رهبران بحران گروگانگیری سال 1979، دستگیر شدند؛ دستگیریهای بعدی، شامل روزنامهنگارانی همچون احمد زیدآبادی می شود. بنا بر گزارشهایی دیگر، موسوی و کاندیدای اصلاحطلب دیگر، مهدی کروبی نیز در خانههای خود در بازداشت به سر میبرند. اگرچه ارتباطات در ایران به شدت محدود و مختل شده است، به نظر میرسد که اعتراضات تا دیرهنگام شب نیز ادامه داشته و جمعیتهایی از مردم با نیروهای امنیتی شبهنظامی بسیج و گروههای متعصب مذهبی درگیر شدهاند.
این بحران در ایران ممکن است دو نتیجهی بزرگ و گسترده داشته باشد: یا رژیم عقبنشینی کرده و ترتیبی برای یک شمارش دوبارهی آراء خواهد داد یا آنکه نیروهای امنیتی دست به کار شده و برای بازیابی کنترل اوضاع از روشهایی باز هم خشونتبارتر استفاده خواهند کرده تا تظاهرات را سرکوب کنند. متاسفانه، سناریوی دوم محتملتر به نظر میرسد.
در این مرحله، نامربوط نیست اگر بپرسیم چه کسی این نمایش را هدایت میکند: آیا علی خامنهای، رهبر عالیقدر و بالاترین مقام کشور، واقعاً اهرمهای قدرت را در دست دارد، یا این رئیس جمهور احمدینژاد است که با انتخاب شدن دوباره در این مقام، کنترل اوضاع را در اختیار خود گرفته است؟ رئیس جمهور سابق هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای نگهبان، که رهبر عالیقدر وی را دیروز تحقیر و تصویری فاسد و خیانتکار از وی ترسیم کرد چطور؟
بعضی ها معتقدند که او به قم، مقدسترین شهر ایران سفر کرد تا سعی کند بعضی از روحانیون بزرگ را به پشتیبانی از موسوی تشویق کند. از انقلاب به این سو، قدرت در ایران تکه پاره و تقسیم شده است؛ و اینک حتی بیش از پیش چنین به نظر میرسد. در این مرحله و با شواهد ناکافی، بسیار سخت است بتوان گفت چه نیروهایی واقعاً در کار هستند.
شاید منطقیترین نتیجهای که از داستان دیروز (بر مبنای اطلاعات موجود کنونی) بتوان گرفت این باشد که نیروهای وفادار به احمدینژاد موفق شدند با تحت فشار قرار دادن اوضاع، کاری کنند که دست آخر نتایجی دروغین به مردم ارائه شود. همچنانکه اعداد واقعی در حال بیرون آمدن بود، وزارت کشور ظاهراً دفتر موسوی را آگاه ساخت که وی تقریباً پیروز شده است، و او نیز موفقیت خود را اعلام کرد. منتهی خیلی زود، و در حالی که به شدت از سوی رقیبانش در فشار قرار داشت، کمیته انتخاباتی، اعدادی تحریف شده را پخش کرد که به معنای یک پیروزی بزرگ برای احمدینژاد بود.
در این میان، در حرکتی که بسیار شبیه به یک عملیات از پیش طراحی شده بود، نیروهای امنیتی، راههای ورودی به وزارت کشور و دفاتر کاندیداهای اصلاحطلب را پیشاپیش بسته و در مراکز حساس پایتخت، موضع گرفته بودند.
خامنهای، در حرکتی که ظاهراً بر ضد عرف معمول بود، به سرعت نتایج انتخابات را پذیرفت در حالیکه کمیتهی انتخاباتی به خاطر رسیدگی به هر گونه شکایت احتمالی، باید اعلام نهایی نتایج را تا سه روز به تعویق بیاندازد. احمدینژاد پافشاری کرده که انتخاب شدن او درست و بجا بوده است.
شبکههای ارتباطی در سراسر ایران مورد حملات مکرر بوده است: خدمات SMS که مورد استفادهی برگزارکنندگان تظاهرات بوده است، تعطیل شد و کمی بعد، شبکههای تلفن همراه از کار افتادند. فیس-بوک و سایر سایتهای شبکهی اینترنت نیز فیلتر شدهاند؛ ارتباط اینترنت در ایران وقتی کار میکند نیز به هر حال کند است. با این وجود، بعضی از ایرانیهای وارد به کامپیوتر، از برنامههای فیلترشکن استفاده کرده و از کنار برنامههای کنترلی گذشته و قادر هستند گزارشهایی را به بیرون بفرستند. این امری کاملاً روشن است که اقدامات زیادی از سوی مقامات برای جلوگیری از دنیای بیرون در دنبال کردن رویدادهای داخل ایران، و برای متوقف کردن هماهنگی اعتراضات توسط خود ایرانیان صورت میگیرد.
تلویزیون ایران تظاهرات را پوشش نداد ولی به جای آن گزارشهایی دورهای از شرکت انبوه رأیدهندگان در روز جمعه و تایید احمدینژاد را به توسط خامنهای ارائه داد. روزنامهنگاران خارجی گزارش میدهند که به آنها گفته شده کشور را ترک کنند؛ از کار فیلمبرداری گزارشگران دیگر نیز مکرراً جلوگیری شده است. حتی اگر اعتراضات مردمی هم تحت کنترل درآید، چشمانداز سیاسی ایران تغییر اساسی کرده است: این انتخابات، نه تنها جامعهی ایرانی را، که همچنین طبقهی سیاسی را، اعم از روحانیون و عوام، به خود مشغول کرده است. این اعتراضات، با اعتراضات پیشین که پس از انقلات رخ داده، حتی با شورشهای دانشجویی یک دههی پیش نیز از پایه تفاوت دارد.
تظاهرات دیروز خیلی برجستهتر است چرا که با بحرانی شدید در ساختار دستگاهی کشور تلفیق شده است. این بحران بر بازیهای پشت پرده و دسیسههای پیچیدهای که برندگان نهایی را تعیین میکند تاثیرگزاری عمیقی خواهد داشت. به نظر میرسد که در این مرحلهی ابتدایی، احمدینژاد به روشنی دستی بالای دست دیگران داشته باشد.
روشن است که این زمینلرزهی سیاسی در ایران ریشههایی درونی دارد. همانطور که پیش از این هم در این باره بحث کردهام، نشستهای تلویزیونی مناظرات سیاسی میان کاندیداها، کاملاً اساسی بود. بخصوص، مناظرهی احمدینژاد/موسوی مرزهای تثبیت شدهای که محدود کنندهی بحث هستند را شکست و تماشاگران عمومی بسیاری را در برابر ادعاها و اتهامات فساد، حکم به خطا، انتصابات خانوادگی، و حتی دیکتاتوری قرار داد. آیا احمدینژاد داشت زمینههای لازم برای غلبه کردن بر حریف را در طول این مناظره آماده میکرد؟ او مشخصاً موسوی را به هر دو رئیسجمهور پیشین، هاشمی و خاتمی مرتبط میکرد، و اعلام داشت که با هر سه در حال رقابت است. نامهی سرگشادهی اعتراض رفسنجانی به رهبر عالیقدر از پرخاشهای احمدینژاد، سکوتی بدشگون را در پی داشت که ممکن است باعث اقدام احمدینژاد به کودتا شده باشد. پس آیا رهبر عالیقدر نامطمئن، یا زیادی در عمل کند بود، یا آنکه در همان هنگام نیز داشت از احمدینژاد پشتیبانی میکرد؟
رویدادهای آینده، این داستان را بعداً روشن خواهد کرد. آنچه که مسلم است، آن است که اینک از نقطهی عطفی گذر کردهایم. این نقطهی عطف در پی آن چیزی آمد که تحلیلگر، کریم سجادیپور، آن را نه یک “انتخابات ریاست جمهوری” که یک گزینش مینامد. وضعیت پیشین را نمیتوان دوباره بازسازی کرد: اگر کودتا شکست بخورد، سیر مسایل ایران به سرعت به سوی اصلاحات و سوار بر موجی از اشتیاق مردمی خواهد بود؛ اگر موفق شود، فضای باز سیاسی و طیف نسبتاً گستردهی تحمل عقاید سیاسی در سالهای گذشته ممکن است مورد تهدید قرار بگیرد. به هر صورت، فضای تنفسیِ برش بزرگی از جامعهی ایرانی – چه محافظهکار و چه اصلاحطلب – توام با ناامیدی خواهد بود.
در خیابانها، ایرانیان با شجاعت از حقوق خود برای شرکت در سیاست کشورشان دفاع کرده، و خواستهاند که رأیهای “به سرقت رفته”شان را پس بگیرند. با آنکه من عمیقاً نگران امنیت آنان بوده و نگران خشونتهای یک جامعهی انقلابیام ، شهامت و مصمم بودن آنان را در ایستادگی برای حقوق دمکراتیک و فرمان راندن بر سرنوشت خودشان میستایم.
یک کامنت
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بیمارستان 1000 تختخوابی (خمینی) ،از صبح امروز پزشکان جراحی و جراحی اعصاب و پرستاران بیمارستان در اعتراض به شلیک گلوله های ساچمه ای به دانشجویان و سرکوب مرد م دست به اعتصاب زدند.
از صبح امروزسه شنبه 26 خرداد ماه تعداد زیادی از متخصصين و اساتيد بخشهاي مختلف جراحي و جراحي اعصاب و همچنین دانشجویان و پرستاران بيمارستان 1000 تختخوابی (خمینی) در اعتراض به يورش وحشيانه نيروهاي امنيتي و انصار حزب الله به مردم و دانشجويان و شليك گلوله هاي ساچمه اي كه بيشتر ناحيه سر و نخاع مردم و دانشجويان را هدف قرار داده اند اعتصاب كرده اند. آنها از صبح امروز از محل کار خود خارج شدند و در حیاط این بیمارستان دست به تحصن و اعتصاب زدند.
مجروحین یورش یکشنبه شب دانشجویان کوی دانشگاه تهران که در حدود 35 نفر از آنها را به این بیمارستان منتقل کرده بودند . در این یورش نیروهای انصار حزب الله و گارد ویژه به خوابگاه دانشجویان کوی دانشگاه تهران با شلیک گلولۀ ساچمه ای و پرتاب دانشجویان از طبقه 2 ساختمان و همچنین با قمه ،زنجیر و سایر سلاح سرد و گرم حمله کردند. در این حمله تعدادزیادی از دانشجویان به سختی مجروح شدند.
در حال حاضر یکی از دانشجویان پسر کوی دانشگاه تهران بدلیل اصابت ساچمه به ریه هایش در بخش جراحی با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کند. دانشجوی پسر دیگری که توسط نیروهای انصار حزب الله از طبقه دوم خوابگاه پرت شده در اورژانس این بیمارستان بستری است و در معرض خطر دستگیری است.
مامورین وزارت اطلاعات در بیمارستان 1000 تختخوابی مستقر شدند و زخمی های کوی و درگیریهای جاری را شناسائی می کنند آنها از پرسنل کادر درمانی خواسته اند که اسامی و سایر مشخصات دانشجویان و جوانان زخمی را باید در اختیار مامورین وزارت اطلاعات قرار دهند که با اعتراض شدید پرسنل بیمارستان مواجه شدند. 3 نفر از پرسنل بیمارستان که از افراد وزارت اطلاعات می باشند با نیروهای وزارت اطلاعات در مورد هویت دانشجویان زندانی همکاری می کنند. در حال حاضر از 35 دانشجوی زخمی 2 دانشجوی زخمی بدلیل وخیم بودن وضعیت جسمی آنها همچنان در بیمارستان بستری هستند. وسایر دانشجویان
مجروح که جراحات بعضی از آنها شدید می باشد و می بایست بستری شوند بدلیل ترس از دستگیری پس از معالجات اولیه ناچار به ترک بیمارستان شدند.
آیا مردم ایران می توانند موسوی را رهبری کنند؟
فریاد “مرگ بر دیکتاتور”، “آزادی، آزادی، آزادی” ورای آن تغییری ست که مد نظر موسوی ست. موسوی آزادی را در چارچوب ولایت فقیه تعریف می کند. دیکتاتور کیست؟ احمدی نژاد؟ همه ی ما می دانیم احمدی نژاد دلقکی عصبانی و خیال باف است که 30 سال از روند حرکت مردم ایران عقب است. منظور از دیکتاتور هیچکس و هیچ چیز نیست جز ولایت فقیه. یعنی همان محدوده ای که موسوی آزادی را در آن تعریف می کند. مردم نسبت به موسوی چند قدم جلوتر اند. اگر قرار باشد حرکت امروز به رهبری موسوی به انجام برسد، این رهبری هیچ چاره ای ندارد جز اینکه رهبری اش را به دست مردم بسپارد.
موسوی بین دو جنگ قدرت گیر کرده است. جنگ قدرت بین جناح بنیادگرا و جناح اصلاح طلب از یک طرف، و از طرف دیگر جنگ قدرتی بین حرکتی که غایل به مشارکت و حق مشارکت تا ریزترین امور است و اعتقادی که غایل به ولایت فقیه است. ولایت فقیهی که حتا مجاز بگوید، مسلمانان اجازه ی نماز خواندن ندارند، گرچه تک تک شان بخواهند نماز بخوانند.
اقدام تحسین برانگیز ناجا در میدان ونک
خبرنگار عصرایران گزارش داد: دقایقی پیش، درحالی که تجمع آرام معترضین در حوالی میدان ونک در حال برپایی بود، تعدادی موتور سوار که چوب و چماق در دست داشتند به سمت آنها حمله کردند که این امر، درگیری مردم با آنان را در پی داشت.
در این میان، نیروی انتظامی که از ابتدای این راهپیمایی، با آرامش، نظاره گر بوده و کنترل کلی اوضاع را در دست داشت، وارد عمل شد و مهاجمان را بازداشت کرد.
این اقدام ، مورد تحسین حاضران در میدان ونک قرار گرفت.
به نظر می رسد راهبرد حفظ آرامش، مورد وفاق همه گروه ها قرار گرفته است.
یک پیام
Kommentar:
بنا به گفتهي يك شاهد عيني و قابل اعتماد در بابلسر عوامل خودسر و لباس شخصيها به خوابگاه دانشجويان اين شهر حمله كردند و دانشجويان را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. عدهاي در حاليكه پاچههاي شلوار خود را بالا زده بودند فرياد زنان با سلاح سرد وارد خوابگاه شده و به دانشجويان حمله كردند. مردمي كه از اين يورش اطلاع پيدا كردند براي كمك به فرزندان خود به آنجا رفتند و جلوي دانشگاه تجمع كردند. مردم به شدت نگران اوضاع داخل خوابگاه بودند. شواهد نشان ميدهد كه دانشجويان به طرز وحشتناكي مورد هجوم و حمله قرار گرفته به نحوي كه فرياد و ضجهشان به گوش
ميرسيد.
حقوق مردم ایران به سرقت رفته
سناتور جان مک کین امروز گفت، ایالات متحده باید مردم ایران را در مقابله با حکومت استبدادی حمایت کند. حکومتی که حقوق مردم این کشور را دزدیده است.
صدها نفر در شیراز دستگیر شده اند
فرانکفورتا آلگماینه خبر از کشته شدن 15 تا 22 نفر در تهران را می دهد. همچنین از دستگیر شدن صدها نفر در شیراز. وزارت امور خارجه ی ایران در اعتراض به برخورد اتحادیه ی اروپا یک دیپلمات چکی را احضار کرد.
نامه از یکی از دوستان
سلام
چون خیلی از ایرانیان خارج کشور وبلاگ شما رو دنبال میکنن، میخواستم خواهش کنم که از طریق وبلاگتون ازشون بخواین تا کمک کنن تا سایتهای حامی دولت رو داون (down) کنیم. این کار خیلی سادهاس و نیازی به اطلاعات خاصی نداره. چون در خارج از کشور وضعیت اینترنت مطلوبه بهتر میشه این کار رو انجام داد. برای این کار کافیه از این آدرس برنامه Refresher (نسخه رایگانش) رو دانلود کنید و بذارید سایت مورد نظر پشت سر هم رفرش شه. مثلا خبرگزاری فارس رو بذارید ده ثانیه یه بار رفرش شه. کار با برنامه خیلی سادهاس و در قسمت help هم به خوبی توضیح داده شده که چهطور کار میکنه.
لطفن نکنید!
شنیده ام نام وبلاگ من در بی بی سی پرشیا آورده شده. دوستان بی بی سی! لطفن این کار را نکنید. من یک وبلاگ نویس ساده هستم و اگر وبلاگ من فیلتر یا هک شود هیچ امکانی برای اطلاع رسانی دیگر ندارم. بدون اعلام شما هم دوستان به اینجا سر می زنند. آدرس ها باید بین خودمان بماند!
2 نظر (ها)